عصر خلفای سهگانه
او در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و برای مثال اشخاصی میباشد که با ابوبکر بیعت نکرد.[۸] ولی در زمان خلفای سهگانه در کارها دخالت نمی کرد و داده ها چندانی از او دراین زمان در چنگ وجود ندارد. در بعضا منابع گزارشهایی از عکس العمل تند او با خلیفه اولیه[۹] و دوم نقل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.
تحت عنوان مثال نقل شده میباشد در سقیفه بنی ساعده وقتی که بشیر بن سعد تحت عنوان گرانقدر قوم اوس با ابوبکر بیعت کرد. بر تاثیر ازدحام اوسیان برای بیعت، سعد بن عباده بابا قیس بیان کرد منرا کشتید، قدمت بن خطاب اظهار کرد: «سعد را بکشید که پروردگار اورا بکشد؟» با این صحبت قدمت، قیس به وی حملهور شد، البته ابوبکر، قدمت را به وقار دعوت کرد.[۱۰] قیس برای مثال اشخاصی میباشد که از سوی منابع اهل سنت مجرم میباشد در قتل خلیفه سوم دست آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشته میباشد.[۱۱]
زمان امام علی(ع)
امام علی(ع) قیس بن سعد، را در سال ۳۶ق. به ولایت مصر منصوب کرد.[۱۲] امام به وی سفارش کرد که با لشکری به مصر برود. ولی قیس خاطرنشان کرد فقط با خانواده به مصر میرود و نیازی به بردن لشکر ندارد و این لشکر پایین تفویض امام باشد، عالی میباشد.[۱۳] بعضا گزارشگران گفتهاند که در زمان وی دست معاویه از مصر کوتاه شد و معاویه با وجود همتهای بسیار نتوانست قیس را به سمت خویش جذب نماید. معاویه در غایت راهکارای ندید جز آن که با نیرنگ اورا از مصر خارج نماید و بهاین رو، با ترفندی، شایع کرد که قیس در خونخواهی عثمان(نک: مدخل تیشرت عثمان) با وی یاور میباشد و زیرا دهانزد بالا زد، علی(ع) قیس را از ولایت مصر عزل رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۴]
بعضا منابع دیگر آوردهاند که از به عبارتی استارت که قیس به ولایت مصر منصوب شد، معاویه در طومارهایی کوشید تا با ارعاب و تطمیع، او را با خویش همدم نماید اما پیروز نشد و در واپسین طومار اورا به شدت انذار کرد.[۱۵] آن گاه طومارای جعل کرد که بنابر آن، قیس با وی ابراز ملازمت کرده بود. طومار را در شام بر شامیان خواند. خبرپراکنی ملازمت قیس با معاویه به علی(ع) رسید و وی اعتقاد و باور نکرد البته با نزدیکانش برای مثال حسنین(ع) و عبدالله بن جعفر مشاوره کرد. عبدالله بن جعفر پیشنهاد کرد که اورا عزل نماید.[۱۶] با این اکنون، حضرت علی(ع) مخالف برکناری قیس بود و اورا دارای مسئولیت میدانست[۱۷] تا این که طومارهایی از سوی قیس رسید. قیس دراین طومارها نوشته بود که به صلاح نمیداند با اشخاصی در مصر که با علی(ع) بیعت نکرده و نمی کنند و همینطور با معاویه نیز بیعت نمیکنند، مشقت بار بگیرد. امام علی(ع) با سماجت کسانی زیرا عبدالله بن جعفر در جواب وی تاکید کرد که آنان می بایست تکلیف خویش را معلوم نمایند که آیا با خلیفه قانونی مسلمانهااند یا این که با معاویه. و قیس می بایست از آنها بیعت بگیرد.[۱۸] قیس آشکارا در طومارای به امام علی(ع)از این شغل بهاین استدلال کهاین جماعت را مسالمتجو و خیر در ادامه نزاع و فتنه میپنداشت، سرپیچید. بنابراین، امام علی(ع) به پافشاری بعضا اشخاص اورا از ولایت مصر عزل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۹]
اما سپری شد مجال نشانه اعطا کرد مشورت کردن قیس برای امام در خصوص آنهایی که گوشه جسته بودند از مشورت کردن برخی دور و بری ها دیگر امام عالی بوده و بعد از این قصه و کشف رخداد برای عموم، امام علی(ع)، قیس را از نزدیکان خویش قرار بخشید و به مشاورههایش گوش میکرد.[۲۰]
قیس بعداز برکناری، آغاز به مدینه رفت و به نقل بعضی منابع گویی از حضرت علی(ع) برای برکنار از ولایت مصر دلخور بود؛ اما از سوی عاملان معاویه که در مدینه حضور داشتند با آزار رو به رو شد.[۲۱] و بهاین رو مدتی بعد از آن به کوفه رفت.[۲۲]
حضور در پیکارها
قیس در نبردهای عصر امام علی(ع) هم پا وی بود. بنابر منابع قیس نخست نزاع جمل، آن حضرت را به رویا رویی تشویق و انصار را برای امداد با آن حضرت بسیج کرد.[۲۳] امام علی(ع)، بعد از برکنار قیس از ولایت مصر، ولایت آذربایجان را به او سپرد. و در شروع مبارزه صفین طومارای به وی نوشت که عبدالله بن شمیل احمسی را به مکان خویش بگمارد و راهی کوفه خواهد شد.[۲۴] و تحت عنوان یکیاز فرماندهان ارشد علی(ع) در نبرد صفین کمپانی کرد.[۲۵] و درین نبرد رشادتهای بخش اعظمی از خویش نماد بخشید. آورده شده میباشد حضرت علی درین پیکار، درفش نبی را به دست او بخشید. در نزاع نهروان امام علی قیس و ابوایوب انصاری را نزد خوارج ارسال کرد، تا از پیکار جلوگیری نمایند.[۲۶]
اشعار قیس در مبارزه صفین
هذا اللواء الّذی کنّا نحفّ به
مع النبی و جبریل لنا تامین
ما ضرّ اینجانب کانت الأنصار عیبته
ألّا یکون له اینجانب غیرهم أحد
خاندان إذا حاربوا طالت أکفّهم
بالمشرفیة حتی یفتح البلد[۲۷]
عصر خلفای سهگانه
او در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و برای مثال اشخاصی میباشد که با ابوبکر بیعت نکرد.[۸] ولی در زمان خلفای سهگانه در کارها دخالت نمی کرد و داده ها چندانی از او دراین زمان در چنگ وجود ندارد. در بعضا منابع گزارشهایی از عکس العمل تند او با خلیفه اولیه[۹] و دوم نقل مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد گردیده است.
تحت عنوان مثال نقل شده میباشد در سقیفه بنی ساعده وقتی که بشیر بن سعد تحت عنوان گرانقدر قوم اوس با ابوبکر بیعت کرد. بر تاثیر ازدحام اوسیان برای بیعت، سعد بن عباده بابا قیس بیان کرد منرا کشتید، قدمت بن خطاب اظهار کرد: «سعد را بکشید که پروردگار اورا بکشد؟» با این صحبت قدمت، قیس به وی حملهور شد، البته ابوبکر، قدمت را به وقار دعوت کرد.[۱۰] قیس برای مثال اشخاصی میباشد که از سوی منابع اهل سنت مجرم میباشد در قتل خلیفه سوم دست آدرس مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد داشته میباشد.[۱۱]
زمان امام علی(ع)
امام علی(ع) قیس بن سعد، را در سال ۳۶ق. به ولایت مصر منصوب کرد.[۱۲] امام به وی سفارش کرد که با لشکری به مصر برود. ولی قیس خاطرنشان کرد فقط با خانواده به مصر میرود و نیازی به بردن لشکر ندارد و این لشکر پایین تفویض امام باشد، عالی میباشد.[۱۳] بعضا گزارشگران گفتهاند که در زمان وی دست معاویه از مصر کوتاه شد و معاویه با وجود همتهای بسیار نتوانست قیس را به سمت خویش جذب نماید. معاویه در غایت راهکارای ندید جز آن که با نیرنگ اورا از مصر خارج نماید و بهاین رو، با ترفندی، شایع کرد که قیس در خونخواهی عثمان(نک: مدخل تیشرت عثمان) با وی یاور میباشد و زیرا دهانزد بالا زد، علی(ع) قیس را از ولایت مصر عزل رزرو مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۴]
بعضا منابع دیگر آوردهاند که از به عبارتی استارت که قیس به ولایت مصر منصوب شد، معاویه در طومارهایی کوشید تا با ارعاب و تطمیع، او را با خویش همدم نماید اما پیروز نشد و در واپسین طومار اورا به شدت انذار کرد.[۱۵] آن گاه طومارای جعل کرد که بنابر آن، قیس با وی ابراز ملازمت کرده بود. طومار را در شام بر شامیان خواند. خبرپراکنی ملازمت قیس با معاویه به علی(ع) رسید و وی اعتقاد و باور نکرد البته با نزدیکانش برای مثال حسنین(ع) و عبدالله بن جعفر مشاوره کرد. عبدالله بن جعفر پیشنهاد کرد که اورا عزل نماید.[۱۶] با این اکنون، حضرت علی(ع) مخالف برکناری قیس بود و اورا دارای مسئولیت میدانست[۱۷] تا این که طومارهایی از سوی قیس رسید. قیس دراین طومارها نوشته بود که به صلاح نمیداند با اشخاصی در مصر که با علی(ع) بیعت نکرده و نمی کنند و همینطور با معاویه نیز بیعت نمیکنند، مشقت بار بگیرد. امام علی(ع) با سماجت کسانی زیرا عبدالله بن جعفر در جواب وی تاکید کرد که آنان می بایست تکلیف خویش را معلوم نمایند که آیا با خلیفه قانونی مسلمانهااند یا این که با معاویه. و قیس می بایست از آنها بیعت بگیرد.[۱۸] قیس آشکارا در طومارای به امام علی(ع)از این شغل بهاین استدلال کهاین جماعت را مسالمتجو و خیر در ادامه نزاع و فتنه میپنداشت، سرپیچید. بنابراین، امام علی(ع) به پافشاری بعضا اشخاص اورا از ولایت مصر عزل شماره تلفن مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد کرد.[۱۹]
اما سپری شد مجال نشانه اعطا کرد مشورت کردن قیس برای امام در خصوص آنهایی که گوشه جسته بودند از مشورت کردن برخی دور و بری ها دیگر امام عالی بوده و بعد از این قصه و کشف رخداد برای عموم، امام علی(ع)، قیس را از نزدیکان خویش قرار بخشید و به مشاورههایش گوش میکرد.[۲۰]
قیس بعداز برکناری، آغاز به مدینه رفت و به نقل بعضی منابع گویی از حضرت علی(ع) برای برکنار از ولایت مصر دلخور بود؛ اما از سوی عاملان معاویه که در مدینه حضور داشتند با آزار رو به رو شد.[۲۱] و بهاین رو مدتی بعد از آن به کوفه رفت.[۲۲]
حضور در پیکارها
قیس در نبردهای عصر امام علی(ع) هم پا وی بود. بنابر منابع قیس نخست نزاع جمل، آن حضرت را به رویا رویی تشویق و انصار را برای امداد با آن حضرت بسیج کرد.[۲۳] امام علی(ع)، بعد از برکنار قیس از ولایت مصر، ولایت آذربایجان را به او سپرد. و در شروع مبارزه صفین طومارای به وی نوشت که عبدالله بن شمیل احمسی را به مکان خویش بگمارد و راهی کوفه خواهد شد.[۲۴] و تحت عنوان یکیاز فرماندهان ارشد علی(ع) در نبرد صفین کمپانی کرد.[۲۵] و درین نبرد رشادتهای بخش اعظمی از خویش نماد بخشید. آورده شده میباشد حضرت علی درین پیکار، درفش نبی را به دست او بخشید. در نزاع نهروان امام علی قیس و ابوایوب انصاری را نزد خوارج ارسال کرد، تا از پیکار جلوگیری نمایند.[۲۶]
اشعار قیس در مبارزه صفین
هذا اللواء الّذی کنّا نحفّ به
مع النبی و جبریل لنا تامین
ما ضرّ اینجانب کانت الأنصار عیبته
ألّا یکون له اینجانب غیرهم أحد
خاندان إذا حاربوا طالت أکفّهم
بالمشرفیة حتی یفتح البلد[۲۷]

بررسی فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد